تبليغاتX
...حامیان دکتراحمدی نژاد...



درخواست 177 نماينده برخورد قاطع با عوامل آشوب

177نفر از نمايندگان در بيانيه اي از مراجع قانوني و قضايي درخواست كردند تا با عناصر آشوب طلب در حاشيه مراسم روز ملي مبارزه با استكبارجهاني قاطعانه برخورد كنند.
متن اين بيانيه كه در جلسه علني ديروز توسط محمد دهقان عضو هيئت رئيسه مجلس قرائت شد به شرح ذيل است: مردم انقلابي و پيروان مكتب امام خميني(ره) بار ديگر با حضور گسترده خود در اجتماع باشكوه يوم الله 13آبان نشان دادند كه همچنان بر شعارهاي ضد استكبار و اهداف انقلابي خود پاي مي فشارند.
در 13 آبان امسال مردم با شوري ديگر نشان دادند كه با وحدت كامل در مقابل سلطه و نفوذ بيگانگان ايستاده اند و در مقابل سيل خروشان دانشجويان و دانش آموزان و مردم قهرمان ايران عده اي انگشت شمار شعاري غير از استكبارستيزي را برگزيدند و اينان با حركات آشوب گرانه ذات ضد مردمي خود را نشان دادند و به اتومبيل يكي از نمايندگان ملت كه سابقه طولاني اش در خدمت به مردم بر همگان آشكار است با چماق و قمه حمله كردند و اين حمله ناجوانمردانه چيزي جز حمله به خدمت به مردم نبود.
ما نمايندگان مجلس ضمن ابراز تشكر قاطعانه از ملت بزرگ ايران اقدامات نابخردانه اين تعداد اندك را كه در مقابل سيل خروشان ملت ايستادند و نيز محركين آن را محكوم و از مراجع قانوني درخواست مي كنيم تا با اين عناصر آشوب طلب قاطعانه برخورد كنند.
خاطر نشان مي شود در حاشيه مراسم 13 آبان امسال عده اي از طرفداران سبز اموي با چماق و قمه به اتومبيل عليرضا مرندي نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي حمله كردند و به فحاشي و عربده كشي پرداختند.
چماق به دستان حامي موسوي در اين نمايش دموكراتيك(!) شيشه عقب اتومبيل مرندي را شكسته و به بخش هاي ديگر ماشين هم آسيب رساندند.
اين چهره دانشگاهي پس از مدتي تلاش بالاخره توانست از دست اين قمه كشان طرفدار سبز اموي خلاصي يافته و به سلامت به منزل برسد.
علاوه بر موسوي، كروبي و خاتمي كه تاكنون در قبال اين قداره كشي طرفداران خود سكوت كرده اند نمايندگان فراكسيون اقليت مجلس نيز هيچ واكنشي در مقابل اقدام وحشيانه آشوب گران سبز اموي نشان نداده اند.
كدخدايي حقوقدان
شوراي نگهبان شد
عباسعلي كدخدايي با 141 راي مثبت نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به عنوان عضو حقوقدان شوراي نگهبان انتخاب شد.
در جلسه علني ديروز انتخاب يك نفر به عنوان عضو حقوقدان شوراي نگهبان در دستور كار مجلس قرار گرفت، كه نمايندگان پس از استماع برنامه هاي كدخدايي و حبيب آبادي كه از سوي قوه قضائيه به مجلس معرفي شده بودند در نهايت كدخدايي را با 141 راي از مجموع 224 راي ريخته شده به گلدانها انتخاب كردند.
حبيب آبادي نيز در اين راي گيري توانست 65 راي بدست آورد. همچنين آراء ممتنع و باطله نيز 18راي بود.
كدخدايي پيش از انتخاب طي سخناني گفت: شوراي نگهبان به عنوان نهاد پاسدار قانون اساسي جايگاه رفيعي دارد و عضويت در آن مستلزم وجود سه عنصر ترتيب مستمر، نظم منطقي و اخلاص فراوان است.
كدخدايي ادامه داد: تعامل اصولي شوراي نگبهان با ديگر نهادهاي جمهوري اسلامي بويژه مجلس شوراي اسلامي مسير دشوار توسعه را هموار مي كند.
وي تاكيد كرد: من معتقد هستم ضمن حفظ اين اصول و قانون اساسي مي توان باب جديدي از همكاري هاي مثبت براي نيل به اهداف كلان كشور در افق روشن چشم انداز ايران اسلامي بوجود آورد.
به گزارش فارس كدخدايي گفت: پاسداري از موازين اسلامي،صيانت از قانون اساسي و نظارت بر انتخابات كلان نظام،كارويژه هاي مهم اين شورا است كه بدون همكاري ديگر نهادها از جمله مجلس شوراي اسلامي امكان پذير نخواهد بود.
وي ادامه داد: بديهي است به انجام رساندن اين امور مهم بايد به گونه اي باشد كه ضمن حفظ حقوق مردم رضاي الهي هم جلب شود، اينجانب ادعاي هيچ حقي را براي خود نداشته و ندارم و زندگي خود را مديون معمار كبير انقلاب و آن پير سفر كرده مي دانم.
همچنين در بخش ديگري از جلسه علني ديروز حجت الاسلام فاكر با 156 راي موافق در مقابل 54 راي ممتنع و مخالف از مجموع 210 راي به عنوان رئيس كميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد.
ادامه بررسي لايحه هدفمندكردن يارانه ها
بررسي لايحه هدفمند كردن يارانه ها در نشست علني روز گذشته بهارستان هم مطرح شد ولي هيچ مصوبه اي نداشت.
البته اين لايحه ابتدا در دستور كار مجلس نبود ولي پس از تذكرات تعدادي از نمايندگان لاريجاني اعلام كرد كه اين لايحه در دستور قرار دارد و لذا نمايندگان اگر پيشنهاداتي داشته باشند مورد بررسي قرار مي گيرد.
اما پس از اين اظهارات لاريجاني، سه پيشنهاد نمايندگان مورد رسيدگي قرار گرفت كه هيچ يك از آنها راي نياورد. در اين ميان برخي نمايندگان با تذكر به رئيس مجلس معتقد بودند كه مشاركت ساير نمايندگان در راي گيري ها پايين است ولي لاريجاني اين مساله را نپذيرفت.
طرحي كه فقط
وقت مجلس را گرفت
در ادامه جلسه يك فوريت طرح اصلاح مواد 37 و 40 آئين نامه داخلي مجلس مطرح شد و يكي از طراحان هم دقايقي از وقت مجلس را براي توضيح آن اختصاص داد ولي پس از مدتي لاريجاني گفت: «ما وقت مجلس را صرف اموري مي كنيم كه در ماده 29 سازوكار آن مشخص است لذا اين طرح نيازي به مصوبه ندارد.»
بنابراين طرح مذكور از دستور كار مجلس خارج شد.
همه بايد به انتخاب مردم تمكين كنند
نماينده مردم شوشتر در مجلس تصريح كرد: انتخابات دور دهم رياست جمهوري با تمام فراز و فرود خود برگزار شد و دولت كار خود را آغاز كرده است. همه كساني كه دل در گرو اسلام، انقلاب، مردم و رهبري دارند بايد به آنچه كه از نظام جمهوري اسلامي به عنوان دولت دهم برآمده است تمكين كرده و عواطف و احساسات خود را بر اصل نظام و مصالح مردم ترجيح ندهند.
سيدمحمد سادات ابراهيمي در نطقش ادامه داد: دولت دهم نبايد نظر منتقدان و مخالفان خود را مخالف انقلاب و رهبري بداند بلكه بايد همچون پدري مهربان چتر مهرورزي خود را بر سر همه ملت ايران بگستراند.
وي خاطرنشان كرد: پايه اقتدار ملت ايران در مواجهه با همه بحران ها وحدت كلمه است لذا هرگونه حركت تفرقه انگيز از هر جناحي خلاف مصالح كشور و در راستاي اصل تضعيف نظام محسوب مي شود.
حضور مردم در صحنه علت شكست كودتاي مخملي بود
نماينده مردم لردگان در مجلس با اشاره به انتخابات رياست جمهوري دهم ضمن تقدير و تشكر از مردم به جهت انتخاب مجدد احمدي نژاد، وي را فردي خدمتگزار به ملت، امام و رهبري توصيف كرد و گفت: حضور گسترده مردم موجب عدم موفقيت كودتاچيان مخملي شد.
بابااحمدي ضمن تشكر از نيروهاي بسيجي به جهت دفاع از كيان انقلاب اسلامي در مقابل كودتاي مخملي اخير تصريح كرد: ملت ايران با حضور در راهپيمايي 13آبان ضمن بيعت مجدد با آرمان هاي امام و مقام معظم رهبري پاسخ مناسبي به رفتار آشوب طلبان داده اند.
بابااحمدي با اشاره به لايحه هدفمند كردن يارانه ها و تاكيد بر لزوم نظارت صحيح مجلس و دقت دولت در اجراي اين لايحه خاطرنشان كرد: اميدواريم دولت بتواند با اتخاذ تدابير مناسب در اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها رضايت مندي مردم را فراهم كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20;ساعت 10:17;  بوسيله حمید;  | 

يك پايگاه اينترنتي وابسته به گروهك هاي مقيم خارج از كشور، تظاهر ميرحسين موسوي به دفاع از قانون اساسي را مورد ارزيابي قرار داد.
نويسنده «ايران امروز» وابسته به گروهك اتحادجمهوري خواهان(متشكل از چند گروهك ورشكسته سابق) تاكيد مي كند «همچنان از اين قاعده در رابطه با آقاي موسوي پيروي مي كنم كه مادام كه او سر سازش با نظام را ندارد و در رودررويي پايمردي نشان مي دهد، بايد از او پشتيباني نمود و از اقدام يا نقدي كه او را تضعيف كند، پرهيز نمود. برخي بي توجه به نخستين قواعد پيكار سياسي، به ميرحسين موسوي مي تازند و طرفدار دوآتشه راه حل هاي راديكالي در برخورد با جمهوري اسلامي هستند و از جمهوري سكولار كوتاه نمي آيند اما آنها از اين قاعده ساده چشم مي پوشند كه در شرايطي كه نيروي ديگري وجود ندارد، بايد از نيروهايي كه در راستاي تضعيف رهبري مبارزه مي كنند پشتيباني نمود يا دست كم از تضعيف آنها خودداري ورزيد.
اين عنصر گروهكي مي افزايد: استدلال آقاي موسوي در دفاع از قانون اساسي اين است كه اگر چنين نكنيم و از چارچوب فراتر رويم بهانه به دست بلندگويان جمهوري اسلامي خواهيم داد تا اسباب سركوب جنبش را فراهم كنند. يكي از نمونه هاي فرا رفتن از قانون اساسي همان شعار جمهوري ايراني به جاي جمهوري اسلامي است. اين استدلال آقاي موسوي تا آنجا كه بيان كننده يك ديدگاه كلي ناظر بر حركت جنبش سبز مي باشد يعني تلاش در حفظ يكپارچگي صف مخالفان و پرهيز از برجسته كردن رويكردهايي كه با نگرش سياسي برخي از باشندگان جنبش سبز نمي خواند، مورد تاييد مي باشد. به عنوان نمونه، شعارهاي رايج در جريان تظاهرات، برخوردي آشكار با سلطنت طلبان، چپ ها، مجاهدين، ملي گراها و جمهوري خواهان اسلامي و اصلاح طلب نداشته و كوشش بر اين بوده است، تا همه اين نيروها بتوانند جاي خود را در اين جنبش گسترده، پيدا كنند. اما برعكس، اگر قرار باشد نيروهاي شركت كننده، به دفاع از ديدگاه هايي بپردازند كه آشكارا با اصول فكري آنها سازگار است، در اين صورت قاعده بنيادي جنبش سبز يعني همراهي و همكاري نيروهاي مختلف و رنگارنگ به زير پا نهاده خواهد شد.
ايران امروز با بيان اين كه «تصور و گمان بر اين بوده كه آقاي موسوي مخالف اصل ولايت فقيه است و دست كم در دوره اخير از اين اصل دفاع نكرده و برعكس آن موضع گيري داشته»، تاكيد مي كند كه حوادث پس از انتخابات متوجه اصل نظام بوده و نه انتخابات.
نويسنده سپس مي افزايد: آقايان موسوي و كروبي خود به خوبي ابعاد اين واقعيت را دريافته اند و بي سبب نيست كه آنها در اين دوره، از انتقاد مستقيم به نيروهاي سياسي ديگري كه مخالف جمهوري اسلامي اند، پرهيز نمودند. آنها آگاهند كه بسياري از نيروها نه تنها با اصول قانون اساسي جمهوري اسلامي مخالفند، بلكه با موازين زندگي عمومي كه جمهوري اسلامي از آن دفاع مي كند، مانند حجاب سر ناسازگاري دارند. با اين حساب، از ايشان انتظار مي رود كه در جريان دفاع از اصول قانون اساسي و تاكيد بر «اجراي بي تنازل قانون اساسي» ملاحظه آن نيروهاي جنبش سبز را كه مخالف قانون اساسي جمهوري اسلامي هستند، بكنند. اين نيروها مي توانند مخالفت با قانون اساسي را همچون پرچم به اهتزاز درنياورند و در سياست هاي روزمره درباره آن خاموشي گزينند ولي هرگز نمي توانند بپذيرند كه زير پرچم دفاع از قانون اساسي جمهوري اسلامي حركت كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20;ساعت 10:14;  بوسيله حمید;  | 

عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون نسبت به جريان تخريب استوانه هاي انقلاب ابراز نگراني كرد.
مجيد انصاري كه با ايلنا مصاحبه مي كرد،غيبت هاشمي رفسنجاني را از نمازجمعه،لطمه جبران ناپذير توصيف كرد. وي همچنين گفت: جرياني سعي مي كند نيروهاي ريشه دار و مورد اعتماد مردم را حذف كند. در طول 5 سال گذشته در ساير عرصه ها هم شاهد هجمه تخريبي فراوان عليه شخصيت هاي بزرگ روحاني و ياران امام در دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب بوده ايم. آنها قصد دارند عملاً انقلاب اسلامي را از پشتوانه هاي ملي محروم سازند. باز هم مي گويم به نيات اين جريان مشكوك هستيم.
اين موضع در حالي است كه تشكل متبوع مجيد انصاري با صدور بيانيه همسو با موسوي و كروبي، جزو بانيان آبروريزي اخير در حاشيه راهپيمايي روزملي مبارزه با استكبار بودند. در تجمع حاشيه اي مذكور به جاي مرگ بر آمريكا شعارهاي ضدانقلابي عليه نظام و انقلاب و رهبري سر داده شد كه با وجود سپري شدن يك هفته از اين رسوايي، مجمع روحانيون و كساني نظير آقاي انصاري ابراز انزجار يا لااقل سلب مسئوليت از ماجرا نكرده اند.
امثال آقاي انصاري در قبال حذف شعار مرگ بر اسرائيل و سردادن شعار جمهوري ايراني (با حذف جمهوري اسلامي) نيز طي برخي تجمعات ضدانقلابي به دعوت موسوي وكروبي -نظير روزقدس-سكوت اختيار كردند و اين در حالي است كه در 8 ساله هجمه علني به اسلام و انقلاب و حضرت امام در دولت اصلاحات، جريان مجمع روحانيون و اعضاي آن هيچ احساس نگراني و خطري نكردند كه احتمالا از غيرت بالا يا تحمل فراوان!! نشئت مي گرفت.
آقاي هاشمي رفسنجاني با توجه به سوءاستفاده دشمن از آخرين نمازجمعه اي كه وي امامت آن را برعهده داشت، ترجيح داد راه را بر سوءاستفاده ضد انقلاب ببندد و برخي مواضع بعدي اتخاذ شده از سوي وي، باعث اعتراض و واكنش مدعيان اصلاح طلبي شد اما ظاهراً اين طيف مايلند اغراض خود را مانند برخي دوره ها در پوشش نگراني و حمايت از هاشمي پيش ببرند.
اكنون هم اظهارات آقاي انصاري از دو حال خارج نيست يا از سر صدق است كه بايد از آن استقبال كرد مشروط بر اينكه انتقاد صريحي از دو نامزد ورشكسته جريان متبوع خود به خاطر رسوايي هاي به بار آورده در روزقدس و 13آبان كند. يا اينكه پلتيك سياسي است كه در آن صورت بايد گفت پيچيده ترش را همان 2نامزد و حاميان نزديكشان به كار بسته اند و حالا تبديل به عناصري از اينجا رانده و از آنجا مانده شده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20;ساعت 10:13;  بوسيله حمید;  | 

شکست دوباره آمريکا در آزمون بزرگ 13آبان
 

پس از راهپيمايي و مراسم روز قدس که بسيار باشکوه برگزار شد و نيروهاي موسوم به جريان سبز به واسطه گم شدن در امواج خروشان اقيانوس ملت نتوانستند خودي نشان دهند، آمريکايي ها در انتظار فرارسيدن روز 13 آبان بودند تا شايد جريان سبز بتواند فضاحت روز قدس را جبران کند و کورسوي اميدي را براي آمريکايي ها روشن سازد. خط سير آمريکايي ها در مواجهه جديد با انقلاب اسلامي از سه مولفه برخوردار است: جنگ نرم، فروپاشي از درون ، جريان سبز آمريکايي ها. اين خط سير را از انتخابات دهم رياست جمهوري آغاز کردند و با عبور از حوادث پس از انتخابات به روز قدس و پس از آن به روز 13 آبان رسيدند. تبليغات زودهنگام سبزها، سردمداري بخش دانشجويي براي حرکت سبزها در اين روز، حداقل تنفرزدايي نسبت به آمريکا و تقويت جريان سبز براي آينده از جمله نکاتي بود که در اين ايام توسط آمريکايي ها تعقيب مي شد که هوشياري مسئولان نظام، انگيزه مردمي و آگاهي قشر دانش آموز و دانشجو اجازه نداد آمريکا و جريان سبز به اهدافشان برسند.

جنگ نرم
حمله آمريکا به افغانستان و عراق که در نهايت منجر به اشغال اين دو کشور شد، ناشي از غرور و اتکاي بيش از حد دولت بوش به توان نظامي بود. اين حمله که تدريجاً افتضاح آن براي مردم جهان آشکار شد فقط در يک سطح موفق بود و در ساير سطوح کاملاً شکست خورد. سطح موفق آن اشغال دو کشور افغانستان و عراق بود و به غير از آن شکست هاي مکرر در سطوح ديگر بود. واماندگي آمريکايي ها در اين جنگ پرخسارت که دامنه خسارات سنگين آن از افغانستان و عراق گذشت و در آن سوي دنيا گريبان نومحافظه کاران و مردم آمريکا را نيز گرفت، سردمداران آمريکا را به تجربه جديد و انديشه نو در ادامه امور مفسده برانگيز و سلطه طلبي رساند. پيامدهاي خردکننده اين دو جنگ فاقد وجاهت هاي عقلاني و حمايت هاي جهاني و حتي حمايت هاي مردم آمريکا ، سردمداران اين کشور را به فکر چاره انداخت تا راه هاي جديدي را براي توسعه قدرت شيطاني خود بيابند. برخلاف عجله و شتابي که در حمله به افغانستان و عراق از آنها سر زد، در مشي جديد آنها مي بايست تحمل و صبوري را پيشه خود سازند و از هر آنچه که آشکار شدنش واکنش مردمي را به دنبال دارد پرهيز کنند. رويکرد به جنگ نرم با حداقل خسارت هايي که در آن متصور است مي تواند جايگزين مناسبي براي جنگ سخت و يا همان حمله نظامي باشد. جنگ نرم براي آمريکايي ها ابزار جديدي در روند توسعه طلبي و سرنگوني حکومت ها و تصاحب سهم بيشتر آنچه که به بشريت تعلق دارد نيست، بلکه اين رويکرد از اين جهت اهميت دارد که براي بکارگيري مجدد و ورود دوباره به صحنه از ويژگي ها و توانمندي هاي نويني برخوردار گرديده که بسيار بهتر از جنگ سخت مي تواند اهداف را مسخر گرداند و شايد در مرحله جديد جنگ نرم جمهوري اسلامي اولين هدف آمريکا و کشورهاي همسو با آن باشد. سرسختي و مقاومت جمهوري اسلامي در برابر اقدامات مختلف دشمن طي سال هاي گذشته که کار را بر دشمنان دشوار کرده است، دشمن را به فکر راهکارهاي جديد انداخته که پيچيدگي و چند لايه بودن از مختصات آن خواهد بود که حتماً در جنگ نرم جديد دشمن لحاظ خواهد شد. برتري ابزاري دشمن در جنگ نرم در برابر آگاهي و هوشياري ملت ايران قرار دارد. اين آگاهي و هوشياري سبب مي گردد تا بسياري از تلاش هاي دشمن به نتيجه نرسد اما تاکنون موجب دست برداشتن دشمن از تحرکات پردامنه اش نشده و از نظر دشمن اين کارزار به درازا کشيده بايد در بحث فروپاشي از درون دنبال شود.

فروپاشي از درون
تجربه موفق و پيروزمند ايران در دفاع 8 ساله و تجربه تلخ و شکست بعضاً اعلام شده آمريکا در افغانستان و عراق در شرايط حاضر با وجود سر و صداي گاه و بي گاه آمريکايي ها درخصوص تهاجم نظامي به ايران، احتمال يک درگيري گسترده نظامي را به حداقل رسانده و به ميزاني که امکان جنگ نظامي کاهش پيدا مي کند فعاليت و تلاش در حوزه بحث فروپاشي از درون افزايش مي يابد. مباني اعتقادي و سياسي ايران و آمريکا اجازه نمي دهد اين دو کشور نسبت به هم در وضعيت رکود و بي عملي باشند و چه بسا ساکت ترين بازه زماني در روابط بين دو کشور در بطن خود داراي پرتلاطم ترين تحرکات باشد که چندان به چشم نمي آيند. قاعدتاً در دوره اي که نشانه هايي از تحرکات نظامي و تهديدها مشاهده نمي شود، دشمن در خفا مشغول پيگيري بحث فروپاشي از درون است. آمريکايي ها در اين خصوص از اين اصل پيروي مي کنند که در هم شکستن يک واحد سياسي تا زماني که از انسجام و يکپارچگي برخوردار است کار مشکلي است و در هم شکستن چنين واحد سياسي از درون به مراتب آسانتر از درهم شکستن آن از برون است. در بحث فروپاشي از درون پيش از هر چيز به يک جاي پاي محکم که بتوان کار را با آن شروع کرد لازم است. نوع و چند و چون اين جاي پا در ميزان نتيجه اي که از اين اقدام گرفته مي شود بسيار موثر است. از زماني هم که بايد صرف جاي پا و رشد و فراگير کردن آن نمود نبايستي غافل شد. جاي پاي انتخاب شده بايد قادر باشد در يک بازه زماني مشخص شده براي کار اصلي که فروپاشي است بتواند بستر مناسب را فراهم آورد در غير اين صورت سوخته خواهد شد و بلا اثر مي ماند و بايد جاي خود را در زماني ديگر به جاي پاي ديگر دهد و چون يافتن هر جاي پاي برخوردار از مشخصات لازم کار ساده اي نيست و نمي توان هر زماني که اراده شد آن را به دست آورد در حفظ جاي پاي کشف شده وسواس زيادي به خرج داده مي شود. حرکتي که پس از انتخابات به اسم جريان سبز نامگذاري شد- اگر بتوان آن را از نوع جريان تلقي کرد که نمي توان آن را جريان محسوب نمود- در واقع همان جاي پايي بود که دشمن براي دنبال کردن موضوع فروپاشي از درون در پي تلاش هاي چند ساله آن را يافته بود و يا به عبارت صحيح تر آن را ساخته و پرداخته بود.

جريان سبز
از بررسي هم همين مقدار تحرکات و خدمات ويژه اي که جريان سبز به دشمن داشته است، مشخص مي شود توانسته تا حدي نظر دشمن را جلب کند. اين « تاحدي» مفهوم کليدي است. يعني دشمن درخصوص توانمندي اين جريان براي تأمين اهدافش شک دارد و با گذشت زمان اين شک فزوني مي يابد زيرا حرکت آن در مدتي که ظهور پيدا کرده کاملاً نزولي بوده است. مروري بر وضعيت آن از آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم تا مسايل پس از انتخابات، روز قدس ، بازگشايي دانشگاه ها و روز 13 آبان اين نظر را تأييد مي کند. سير نزولي اين جريان و عملکرد ناموفق آن اختلاف نظرهايي را نيز در بين صاحب نظران و لزوماً مسئولان آمريکايي ايجاد کرده است.«فلانيت لاورت» تحليلگر امور خاورميانه «سي .آي. اي» شوراي امنيت ملي و وزارت خارجه آمريکا مي گويد:« اوباما بايد نتيجه انتخابات ايران را بپذيرد و با احمدي نژاد وارد گفت وگو شود. آمريکا نبايد به خاطر حمايت از بخشي از جامعه مدني ايران، منافع گفت وگو با دولت ايران را از دست بدهد، چرا که منافع گفت وگو با احمدي نژاد ، بسيار بيشتر از حمايت از جامعه مدني اين کشور است.»
«کريم سجادپور» از کارشناسان موسسه «کارنگي» نيز معتقد است:« آمريکا نبايد خود را معطل و مشغول مخالفان دولت در ايران کند، اما در فرايند احتمالي آشتي با ايران نيز نبايد اين مخالفان را ناديده بگيرد و آب سردي را بر آتش نارضايتي آنان بريزد.» از شيوه مواجهه آمريکا با جريان سبز معلوم مي شود افرادي که به دولتمردان توصيه هايي مانند توصيه «لاورت» و «سجادي» دارند کم نيستند. رفتار کاملاً احتياط آميز آمريکايي ها در قبال جريان سبز نشان مي دهد آمريکايي ها در شرايط حاضر آنها را در حدي نمي بيند که از آنها به عنوان اهرم فشار هم استفاده کند.
13 آبان 1388در فرآيندي شکل گرفت که آمريکايي ها را در برخورد با جريان سبز به نقطه صفر بازگرداند در اين فرايند اموري مانند تبليغات زودهنگام سبزها، سردمداري بخش دانشجويي، تنفرزدايي نسبت به آمريکا و تقويت جريان سبز براي آينده نظر آمريکا را به خود جلب کرده بود که تماماً در جهت مخالف خواست آمريکا تحقق يافت.

تبليغات زودهنگام
از جمله کارهايي که جريان سبز براي افزايش هواداران خود در روز 13 آبان انجام داده بود که مي توانست براي آمريکايي ها اميدبخش باشد، اقدام به تبليغات زودهنگام بود. آنها و آمريکايي ها بر اين گمان بودند که تبليغات زودهنگام در اشکال بسيار متفاوت و متنوع از اينترنت گرفته تا پخش پستر، ديوارنويسي، پخش اعلاميه، ارتباط حضوري و الکترونيکي و... مي تواند تا حدودي شور و هيجان انتخاباتي تهران را زنده کند و آنها خواهند توانست جمع قابل توجهي را به خيابان بياورند، با وجود اين تلاش هاي زودهنگام که با حمايت گسترده رسانه هاي غربي همراه بود و برخي از سران اين حرکت چند روز پيش از برگزاري مراسم نسبت به آن ادعاهاي بزرگ کرده بودند، آنها نتوانستند يک دهم جمعيت سبزها در روز قدس را به خيابان ها بکشانند. به گفته شاهدان عيني تعداد آنها در محل هاي تجمع شان بسيار اندک و در قالب گروه هاي 70 - 80 نفر بودند و به گفته رئيس پليس تهران جمع آنها در نقاط مختلف به 3500 نفر نمي رسيدند. اين عدد غير قابل محاسبه در برابر جمعيت 10، 12 ميليون نفري تهران سبزها و آمريکايي ها را کاملاً مأيوس و سرخورده کرد و آن چيزي که هر دوي آنها از آن فرار مي کردند روبه رو شدن با اين سوال بود که با وجود اين همه تبليغات درازمدت چرا هواداران آنها نيامدند. چنانچه به اين سوال پاسخ صحيح داده شود راز توصيه هاي «لاورت» و «سجادي» آشکار مي شود.

بخش دانشجويي سبزها
پس از برگزاري مراسم روز قدس و حضور کمرنگ و اندک سبزها در اين روز برخي که مي خواستند روحيه اين شکست خوردگان در روز قدس را حفظ کنند به اين نکته مي پرداختند که جريان! به نيروهاي پر انرژي و با جنب و جوش نياز دارد؛ افرادي که بتواند خوب تحرک داشته باشند و بتوانند ديگران را نيز با خود همراه کنند و به ميدان آورند و اين کار مهم از عهده دانشجويان بر مي آيد. شايد چنين تحليلي در آن زمان مي توانست تسکين دهنده رنج آزاردهنده عدم حضور مردم در جريان سبز باشد اما با فرا رسيدن روز 13 آبان و نحيف تر شدن جنبه حضور آنها در زماني که تمامي دانشگاه ها باز و دانشجويان مشغول به تحصيلند براي کودتا گران مخملي که در حال تبديل شدن به سايه اند بسيار خردکننده باشد. اينجا هم باز سوالي مطرح مي شود اينکه چرا دانشجويان دعوت آنها را بي پاسخ گذاشتند.

تنفرزدايي نسبت به آمريکا
شايد رصد سير حرکت کودتاگران مخملي در ايران آمريکايي ها را زودتر به اين نتيجه رسانده بود که اين جماعت وا داده و بي ريشه آن توفاني نيستند که بتوانند پيکر تنومند نظام اسلامي را تکان دهند اما اين قدر اميدوار بودند که با حضور آنها در ميان جوانان انقلابي، آگاه و منتفر از آمريکا تا حدودي بتوانند با ممانعت از سر داده شدن شعار «مرگ بر آمريکا» و «مرگ بر اسرائيل» نسبت به آمريکا تنفرزدايي کنند اما از يک سو ناتواني کودتاگران مخملي در جمع جوانان انقلابي و از سوي ديگر شور و اشتياق اين جوانان براي ابراز انزجار و تنفر نسبت به آمريکا اين انتظار ذليلانه آمريکا را نيز با شکست مواجه کرد و جمعيت عظيم تجمع کرده در مقابل لانه جاسوسي بلندتر از هر زمان ديگري شعار «مرگ بر آمريکا» و «مرگ بر اسرائيل» سر دادند.

تقويت جريان سبز براي آينده
به نظر مي رسد آمريکايي ها در صدد بودند چنانچه کودتاگران مخملي بتوانند در روز 13 آبان واجد دستاوردهاي ارزشمندي شوند براي تقويت آنها در آينده از آنها حمايت هاي بيشتري به عمل آورند. افت شديد عملکرد کودتاگران در راستاي تأمين خواسته هاي آمريکا کار را براي دو طرف مشکل کرده است. از ابتداي شکل يابي اين عوامل بازي خورده آمريکا که با نشان داخلي و حتي اختيار کردن مواضع انقلابي و خط امامي خود را مطرح کردند سخن از اين بود که آنها مي توانند جايگزيني براي نظام اسلامي باشند اما به تدريج و با آشکار شدن واقعيت ها که در ناتواني آنها تجلي يافت انتظار آمريکايي ها از آنها هم کم شد تا جايي که لس آنجلس تايمز نوشت: «برنامه هسته اي ايران هنوز اولويت اول واشنگتن است و تعداد کمي از مقامات آمريکا انتظار دارند که مخالفان بتوانند طي سال آينده تغييري در سياست هسته اي دولت ايران ايجاد کنند.» اين اظهار نظر و امثال آن که پس از روز 13 آبان و ديده شدن ناتواني کودتاگران مخملي در انجام هر گونه اقدامي به نفع آمريکا صورت گرفته اين نکته را در بر دارد که چندان اميدي به جريان سبز نيست و آمريکايي ها در آينده نزديک نمي توانند براي تقويت آنها دست به اقدامي بزنند حداکثر اينکه با آنها به گونه اي رفتار کنند که بتوانند به عنوان مخالفين داخلي جمهوري اسلامي ايران ادامه دهند تا شايد زمان استفاده مجدد از آنها در سطحي بالاتر که در اين مرحله موفق به رسيدن به آن مرحله نشدند فرا برسد. بنابراين مشخص گرديد که آمريکايي ها و عوامل داخلي آنها به نام «جريان سبز» در رسيدن به اهداف شان در روز 13 آبان شکست کامل خوردند و آمريکايي ها اين شکست را براي اولين بار در کنار «جريان سبز» تجربه کرد. اين شکست به خودي خود اتفاق نيفتاد و نظام براي تحميل اين شکست به آمريکايي ها برنامه ريزي دقيق داشت و اجراي اين برنامه که در گرو چند عامل بود اين شکست را براي چندمين بار متوجه آمريکا ساخت.

تبليغات
رسانه ملي و ساير رسانه هاي نظام در آستانه روز 13 آبان با تبليغات تبييني و هوشمندانه مردم و به ويژه دانش آموزان و دانشجويان را به سمت 13 آبان هدايت کردند و اندک اندک شور و نشاط مشارکت در مراسم 13 آبان در نزد مردم به وجود آمد تا جايي که بسياري تحت تأثير تبليغات صحيح رسانه ها حضور در اين مراسم را در برنامه خود گنجاندند و به هر نحوي که بود خود را به جلوي لانه رساندند و در مراسم شرکت کردند. اين تبليغات و نيز اخبار حضور سبزها در روز 13 آبان در مراسم انگيزه افراد را براي حضور افزايش داد تا جايي که يکي از پرشورترين مراسم 13 آبان را در سال هاي اخير شکل دادند.

مديريت
مديريت سنجيده نظام پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري در برخورد با کودتاگران مخملي امکان هر گونه تحرکي که بتواند بر توان کمي و کيفي آنها بيفزايد را از آنها سلب کرد. شناخت و آگاهي مردم در موفقيت اين شيوه مديريت بسيار موثر بود.
اين مديريت هوشمندانه از نگاه بيگانگان پنهان نماند تا جايي که «مارک فاولر» تحليلگر سابق سيا که اکنون رياست خانه پرشيا، سرويسي که توسط شرکت مشاوره «بوزآلن هميلتون» در واشنگتن اداره مي شود، گفت: «نظر ما اين است که رژيم به طور گسترده اي مخالفان را خنثي کرده است.»

نقش آفرينان
شايد مهمترين نقش در شکست آمريکا در 13 آبان 1388 متعلق به دانش آموزان و دانشجويان شرکت کننده در اين مراسم باشد. تحولات مسائل سياسي اجتماعي چند ماه اخير در کشور و نقشي که دشمنان نظام در آن داشتند موجب آگاهي و هوشياري بيشتر دانش آموزان و دانشجويان گرديد و همين مسئله باعث شد تا آنها به اهميت مراسم روز 13 آبان 1388 بيش از پيش واقف شوند و آنگونه مجاهدانه در آن مراسم شرکت کنند و نشان دهند که هيچ اتفاقي نمي تواند باعث انحراف نگاه تيزبين اين جوانان از شيطان بزرگ شود. نتيجه مراسم 13 آبان امسال اين بود که آمريکا همچنان شيطان بزرگ است و جوانان اين کشور هر گاه براي کشور احساس خطر بيشتري کنند جانانه تر براي دفاع از نظام در ميدان حاضر مي شوند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19;ساعت 16:8;  بوسيله حمید;  | 

 
 
 
 
 گاردين نوشت: دستمزدهاي نجومي ستارگان سينماي ايران تهديد ماليات بندي بر بازيگران گران قيمت را در پي دارد.
روزنامه گاردين روز دوشنبه در گزارشي با عنوان "ايران فهرست دستمزد نجومي بازيگران سينما را منتشر کرد" ، مي نويسد:
دريافت دستمزدي معادل 55 هزار پوند تنها براي سه روز کارکردن در نقش يک فرشته کاري بسيار عالي است.
اين دستمزد شاهانه "محمدرضا گلزار" يکي از ستارگان سينماي ايران است که بابت فقط سه روز ايفاي نقش در فيلمي به نام "دمکراسي در آفتابي درخشان" به وي تعلق گرفته است.
اين دستمزد نجومي نوعا" براي ستارگان سينماي ايران هشدار دهنده است که سخت گيريهاي مالياتي به سراغ آنها هم خواهد آمد.
خبر دستمزد نجومي گلزار و ساير ستارگان سينماي ايران توسط "رضا استادي" از منتقدان سينما در تلويزيون ايران مطرح شد.فهرستي که توسط استادي قرائت شد از سوي سينماگران اعم از تهيه کنندگان و کارگردانان اينگونه ارزيابي مي شود که دستمزهاي نجومي بازيگران خود به خود سبب افزايش هزينه توليد فيلم مي شود و ماندگاري صنعت بسيار متزلزل سينماي ايران را تهديد مي کند.
"علي معلم" منتقدي ديگر در روزنامه تهران امروز هم هشدار داد که پرداخت دستمزدهاي کلان در سينماي ايران تقليد از سينماي هاليوود است بدون آنکه منافع اين کار قابل مقايسه با هاليوود باشد.
وي مي گويد : "سينماي ايران هيچ چيزش شبيه به هاليوود نيست. سيستم فروش و توزيع در سينماي ايران بسيار محدود است".
گاردين در ادامه نوشت : در مورد گلزار فقط دستمزد نجومي اش نيست که مشاجره اي دامنه دار به بار آورده بلکه ديدار محرمانه او با محمود احمدي نژاد رئيس جمهور هم به انتقادها از او دامن زده است.
گفته شده است که ديدار گلزار با رئيس جمهور در ارتباط با ممنوعيت دادگاهي وي براي بازي بر سر اختلافات وي با يک کارگردان بوده است و گلزار از رئيس جمهور خواسته است براي لغو ممنوعيتش پا در مياني کند.
گلزار براي فيلم اخيرش - دو خواهر - معادل 42 هزار پوند دريافت کرده است.
برخي بازيگران در واکنش به انتقادها مي گويند که دستمزدهاي بالا به علت ناامني شغلي و ماهيت کوتاه مدت دوران بازيگري آنهاست ضمن آنکه دستمزد آنان در مقايسه با دستمزد بازيکنان فوتبال بسيار ناچيز است.
اما اين توجيه هاي صنفي براي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قانع کننده نيست. "عليرضا سجادپور" معاون سينمايي وزارت ارشاد (‌ مديرکل شوراي ارزشيابي و نظارت بر آثار سينمايي ) هشدار داده است که بازيگران داراي دستمزدهاي عجيب و غيرمعمول نجومي در آينده هدف ماليات بندي قرار خواهند گرفت.
سجادپور گفته است: پرداخت دستمزدهاي کلان هماهنگي با سياستهاي ما براي توسعه سينما و ارتقاي سطح فروش فيلمها ندارد. اين رقمهاي نامعمول موجبات نارضايتي را در جامعه سينماي ايران به بار آورده و هزينه توليد فيلم را بالا برده است.
" گلشيفته فراهاني" بازيگر زن ايران سال گذشته در پي بازي در فيلمي در هاليوود به نام "مجموعه دروغها" (Body of Lies )که در آن با "لئوناردو دي کاپريو" و "راسل کرو" هم بازي شده بود از کشور ممنوع الخروج اعلام شد.
امسال هياتي از آکادمي علوم و هنرهاي تصاوير متحرک از هاليوود به تهران سفر کرد تا با کارگردانان و بازيگران سينماي ايران گفت وگويي داشته باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19;ساعت 16:5;  بوسيله حمید;  | 

نايب رييس کميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي گفت: با گذشت چند ماه در حال حاضر تنها از جريان سبز يک عده اراذل و اوباش باقي مانده است.
اسماعيل کوثري تاکيد کرد: با گذشت زمان و رو شدن ماهيت و چهره حقيقي رهبران جريان سبز و همچنين غربال شدن نيروهاي اين جريان و ريزش آن در حال حاضر تنها از جريان سبز يک عده اراذل و اوباش باقي مانده است.
وي در خصوص پيش بيني خود از حضور جريان سبز در روز 16 آذر گفت: با توجه به ريزش چشمگيري که اين جريان طي چند ماه گذشته داشته است به نظر مي رسد که عمر آنها تمام شده و ديگر اثري ندارند.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در رابطه با ايجاد اختلاف بين ميرحسين موسوي و مهدي کروبي نيز گفت: آنهايي که از اين افراد استفاده ابزاري کردند با پايان تاريخ مصرفشان بين آنها اختلاف و درگيري نيز ايجاد مي کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19;ساعت 16:3;  بوسيله حمید;  | 

خبر ویژه : روی خط خبر

تجمع 200 اغتشاشگر روبه روي خبرگزاري جمهوري اسلامي
حدود 200 نفر از اغتشاشگران در روز 13 آبان در مقابل خبرگزاري جمهوري اسلامي در تقاطع خيابان وليعصر با فاطمي تجمع كردند. اغتشاشگران كه نشانهاي سبز به همراه داشتند خبرگزاري جمهوري اسلامي را با سازمان صدا و سيما اشتباه گرفته و شعار مي دهند: «ننگ ما، صدا و سيماي ما» و «دروغگو، دروغگو». آنها همچنين سطلهاي زباله اطراف را به آتش كشيدند.

ماجراي واريز پول ملت به صندوق آمريكا در زمان پهلوي

بازخواني ماجراي صندوق محرمانه آمريكا از زبان رهبر معظم انقلاب قابل تامل است. به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري، حضرت آيه ا... العظمي خامنه اي در جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه صنعتي امير كبير در تاريخ 1379.12.22 در مورد خريد تسليحات و ماجراي صندوق محرمانه آمريكا گفتند: در زمان رژيم پهلوي آمريكايي ها هواپيماهاي جنگي و بقيه ابزارهاي خودشان را به ما مي فروختند؛ ولي اجازه تعمير آنها را به ما نمي دادند، البته داستان آن فروش ها هم داستان عجيبي است. آن روز صندوق مشتركي بين ايران و آمريكا وجود داشت كه بنده اوايل انقلاب كه به وزارت دفاع رفتم و در آن جا مشغول كار شدم، اين را كشف كردم؛ بعد به مجلس رفتم و آن را پيگيري كردم كه متأسفانه تا امروز هم آمريكايي ها جواب نداده اند.صندوقي با نام اختصاري F M S داشتند كه دولت ايران پول را در آن صندوق مي ريخت اما قيمت جنس و نوع جنس و برداشت پول را آمريكايي ها به عهده داشتند، وقتي انقلاب پيروز شد ميلياردها دلار در اين صندوق پول بود كه هنوز هم آمريكايي ها جوابي نداده اند و آن پولها را به ملت ايران برنگردانده اند.

شيطنت الجزيره در پوشش خبري مراسم 13 آبان

شبكه تلويزيوني الجزيره، در پوشش تصويري مراسم مقابل لانه جاسوسي سابق آمريكا مغرضانه رفتار كرد. اين شبكه تلويزيوني، اگر چه راهپيمايي سي امين سالگرد تسخير لانه جاسوسي آمريكا را در تهران پخش كرد، اما در اقدامي مغرضانه و با استفاده از نماي جديد شبكه بين المللي خبر ، تصاوير دريافتي از اين شبكه را با استفاده از عبارت زنده پخش كرد.اين شبكه همچنين با پخش دو قاب استفاده شده در شبكه خبر چنين وانمود كرد كه قسمتي از تصاوير به موافقان دولت و قسمتي ديگر به مخالفان دولت مربوط است.

قطع پخش العالم از سوي نائل ست و عرب ست

ماهواره هاي «نايل ست» و «عرب ست» در اقدامي غيرمنتظره پخش شبكه خبري العالم را قطع كردند.پيگيريهاي العالم براي مشخص شدن علت اين اقدام همچنان ادامه دارد.

بناي يادبود براي سگ «اف بي آي»

دفتر تحقيقات فدرال آمريكا «اف بي آي» پس از آنكه در حمله به امام جماعت مسجدي در شهر ديترويت و قتل وي، يكي از سگهاي پليس خود را از دست داد، در بيانيه اي كشته شدن سگ را تسليت گفت. به گزارش رويترز، دفتر اف بي آي كه مدعي است براي بازداشت شيخ «لقمان امين عبدا...» 53 ساله ، مجوز قانوني داشته است، با هجوم سريع به مسجد محل اقامت وي و رها كردن سگها براي گرفتن او، پس از شليك به سوي شيخ لقمان بدون هيچگونه توجهي به كشته شدن اين روحاني مسلمان در بيانيه اي كشته شدن سگ پليس در حال خدمت را به ملت آمريكا تسليت گفت و قرار است جنازه سگ به محل تولدش در ويرجينيا حمل شده و در آنجا براي آن بناي يادبودي ساخته شود! اف بي آي زندگينامه اي از اين سگ را همراه با دو عكس از آن درج كرده و نوشته است او زندگيش را براي گروه فدا كرد و جاي او هميشه در بين ما خالي است.

شكايت فراكسيون اقليت از رئيس جمهور صحت ندارد

مجيد نصيرپور، عضو فراكسيون اقليت مجلس گفت: موضوع شكايت فراكسيون اقليت مجلس از احمدي نژاد صحت ندارد و فراكسيون اقليت در هيچ جلسه اي چنين موضوعي را مطرح نكرده است. در روزهاي اخير برخي سايتها از قصد فراكسيون اقليت مجلس براي شكايت از احمدي نژاد خبر داده بودند.

واكنش به موضوع حكميت در مورد رحيمي

ساسان والي زاده مدير كل امور رسانه هاي رياست جمهوري گفت: موضوع حكميت درباره آقاي رحيمي، معاون اول رئيس جمهور كه آقاي نادران در جمع خبرنگاران از آن سخن گفته است، واقعيت ندارد. الياس نادران در جمع خبرنگاران مجلس در خصوص تشكيل كميته حكميت براي حل موضوع رحيمي گفته بود: برخي از دوستان دولت و مجلس آمدند تا گروهي براي حكميت ايجاد شود و اگر نياز باشد من اسامي آنها را اعلام مي كنم، اما به نظر من حكميت به شرطي پذيرفتني است كه همه به نتيجه حكميت پايبند باشند.

نبايد از شهادت منافقين در پرونده آميا استفاده مي شد

كاردار سفارت آرژانتين گفت: پرونده آميا ارتباطي با سازمان مجاهدين خلق (منافقين) نداشت و نبايد از شهادت آنها در اين پرونده استفاده مي شد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني هابيليان (خانواده شهداي ترور)، ماريو كوينتروس كاردار سفارت آرژانتين در ديدار دبيركل كانون هابيليان، گفت: براي من جاي اين سوال وجود دارد كه چرا در بسياري از رسانه هاي بين المللي به شهادت تعدادي از اعضاي اين گروه استناد شده است. هاشمي نژاد دبيركل كانون هابيليان نيز گفته: در پرونده انفجار آميا در آرژانتين در سال 1994 برخي از افرادي كه بر عليه ايران شهادت دادند از اعضاي سازمان تروريستي منافقين بودند كه اكنون نيز از سوي اينترپل تحت تعقيب هستند.

توضيح حداد درباره برخورد با وي در دانشگاه

غلامعلي حداد عادل، عضو هيأت علمي گروه فلسفه دانشگاه تهران در گفتگويي در تشريح موضوع اهانت دانشجويان اين دانشگاه به وي گفت: اگر قرار باشد به كساني كه به كانديداي شكست خورده رأي ندادند، فحاشي شود، ممكن است خداي ناكرده هواداران كانديداي پيروز هم عليه معترضان، اين كار را انجام دهند و اگر چنين شود، جامعه از اخلاق دور مي شود. رئيس كميسيون فرهنگي مجلس گفت: گويا فحاشي اين دانشجويان، به علت تحريف سخنان من در يك روزنامه بوده است كه در آن وانمود شده بود من از كشته شدن مردم در تظاهرات خياباني راضي ام!، در حالي كه من گفته بودم مسأله اصلي ادعاي تقلب در انتخابات است و اين مسأله بايد روشن شود.

نصب رادارهاي آمريكايي در مرز عراق و ايران

منابع صهيونيستي اعلام كردند كه ارتش آمريكا در چند روز گذشته رادارهاي پيشرفته ديجيتالي را در عراق در مرز ايران، سوريه و تركيه نصب كرده است. خبرگزاري «معا» متعلق به تشكيلات خودگردان فلسطين نيز اين خبر را منتشر كرده است.

نمايشي كه كنگره شهدا را حاشيه ساز كرد

كنگره يادبود 32 هزار شهيد استانهاي خراسان رضوي، شمالي و جنوبي كه با حضور رئيس جمهور برگزار شد به علت بي دقتي مسوولان با حاشيه همراه شد. ماجرا از اين قرار بود كه در آغاز مراسم دختر خانمي بر روي صحنه حاضر شد و با تمام وجود و شور و احساس خطاب به پدر شهيدش جملات احساسي فراواني را بيان كرد به طوري كه همه حاضران در همايش تحت تأثير قرار گرفتند. درددلهاي اين دختر آن چنان افراد را منقلب كرد كه صداي گريه و زاري شركت كنندگان در همايش فضاي سالن را پر كرد. رئيس جمهور نيز مانند ديگران احساسات خود را با اشك و گريه و تأثر شديد بروز داد.
با گذشت دقايقي از اجراي اين برنامه فردي به عنوان پدر اين دختر به او پاسخ داد و مشخص شد كه برنامه، نه درددلهاي يك فرزند شهيد كه يك نمايش بوده است. با مشخص شدن اصل ماجرا فضا به كلي تغيير كرد و حاضران با ابراز ناراحتي از نمايشي بودن قضيه، با بي ميلي ادامه برنامه را دنبال كردند. پس از اجراي اين نمايشنامه مشخص شدكه اجرا كننده برنامه فرزند شهيد نبود. به نظر مي رسد كوتاهي مجري همايش در اعلام برنامه به عنوان نمايش سبب بروز اين ماجرا شد.

الياس نادران: شهرام جزايري ها نمي توانند پرچمدار مبارزه با فساد باشند

الياس نادران نماينده مردم تهران در حاشيه جلسه علني مجلس در پاسخ به پرسشي در خصوص شكايت از رحيمي به كميسيون اصل نود گفت: درباره رحيمي اسناد مالي و مديريتي به دستمان رسيده است كه براي بي صلاحيتي او كفايت مي كند. نماينده مردم تهران در مجلس افزود: دروغ گفتن رحيمي آشكار است و ما از مراجع قانوني و قوه قضائيه و مجلس پيگير شكايت از وي هستيم.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا شكايت رحيمي به دست شما رسيده است، گفت: من شكايتي نديدم، اما ازاين قضيه استقبال مي كنم. نماينده مردم تهران در مجلس افزود: در تلاشيم احمدي نژاد و دولت را از اين مخمصه رهايي ببخشيم. وي افزود: كسي كه فساد مالي مانند شهرام جزايري دارد، نمي تواند پرچمدار مبارزه با فساد باشد.

توجه رسانه ها به پوشش بانوي خبرنگار ايراني

نمايندگان رسانه هاي جهان كه براي پوشش اخبار سومين دوره مسابقات داخل سالن آسيايي در ويتنام به شهر هانوي ويتنام آمده اند، پوشش خبرنگار محجبه ايراني در اين مسابقات توجه آنها را جلب كرده است.

«جنبش سبز علوي» اعلام موجوديت كرد

تشكلي با نام جنبش سبز علوي اعلام موجوديت كرد.در اطلاعيه اين جنبش با اشاره به جايگاه رنگ سبز در ساختار تاريخي و ديني تشيع، از برخي سو استفاده ها و مصادره اين نماد از سوي گروههاي سياسي انتقاد شده است.

نظر رئيس دانشگاه شريف درباره دانشجوي منتقد

دكتر سعيد سهراب پور رئيس دانشگاه صنعتي شريف گفت: نخبه منتقد و جواني كه در جلسه با رهبري سخن گفت به هيچ عنوان درانتقادهاي خود از چارچوب قانون خارج نشد. وي افزود: دانشجوي رياضي دانشگاه صنعتي شريف با صداقت كامل مسائلي را از ديدگاه خود مطرح كرد و پرسشهايي از مقام معظم رهبري پرسيد كه ايشان هم با صداقتي پدرانه به اين پرسشها پاسخ دادند.

سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس: شعار ما هم مرگ بر آمريكا و اسرائيل است

داريوش قنبري، سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس با اشاره به راهپيمايي روز 13 آبان افزود: شعار ما همان شعار مردم، يعني مرگ بر آمريكا و اسرائيل است.

اعلام اسامي جديد نمايندگان شاكي از موسوي

علي اصغر زارعي، نماينده مردم تهران در مجلس از اعلام اسامي نمايندگان جديد شكايت كننده از موسوي به دادستان كل كشور خبر داد.

سرود يار دبستاني به قشر خاصي تعلق ندارد

جمشيد جم، خواننده سرود «يار دبستاني من» در همايش دانشجويي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران اعلام كرد: اين سرود را به عشق شهداي انقلاب خواندم. جم افزود: يار دبستاني را به عشق شهداي انقلاب و بچه هاي مدرسه و دانشگاه خواندم و اين اثر به هيچ قشر خاصي تعلق ندارد.

حاشيه اي از سخنراني صفار در دانشگاه خواجه نصير

صفار هرندي وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در نشست دانشجويي سالگرد 13 آبان در آمفي تئاتر دانشكده برق دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي حضور پيدا كرد. پس از ورود صفار هرندي به آمفي تئاتر دانشگاه، حاميان موسوي شعار «ننگ ما ننگ ما وزير ارشاد ما» سردادند كه صفار در پاسخ به آنان گفت: حق با شماست، وزير ارشاد شما اكنون در خارج از كشور است و تعداد همسراني كه اختيار كرده مايه شرم وي شده و اين وزير ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران خود به خارج پناه برده است.
اين واكنش صفار هرندي، كف زدن برخي دانشجويان حاضر در سالن را به دنبال داشت. صفارهمچنين در پاسخ به شعار اين گروه افراطي كه شعار «تا احمدي نژاده، هر روز همين بساطه» را سر مي دادند، خاطرنشان كرد: پس از نظر شما كه مثلاً معني ديكتاتوري و دموكراسي را فهميده ايد، كساني كه 24 ميليون رأي آورده اند بايد حكومت را به كساني كه نيمي از اين رأي را آورده اند تحويل دهند؟

فعاليت آزاد گروههاي تروريستي در امارات

برخي منابع از تلاش گروهك تروريستي مالك ريگي با امارات براي اقامت سركرده اين گروهك در امارات عربي خبر مي دهند.

معاون مطبوعاتي رايزن فرهنگي مي شود

با قطعي شدن معاونت مطبوعاتي محمد علي رامين، عليرضا ملكيان معاون مطبوعاتي وزير ارشاد به عنوان رايزن فرهنگي ايران به اتريش مي رود.همچنين كرمي، مشاور وزير و مدير كل حوزه وزارتي ارشاد در زمان وزارت صفار هرندي به سازمان ملي جوانان مي رود.

يك افتضاح بي سابقه اخلاقي ديگر در آمريكا

در پي بحران بي سابقه اخلاقي در آمريكا، پليس آمريكا تاكنون 11جسد را از خانه يك آمريكايي محكوم به فساد اخلاقي در ايالت «اوهايو » كشف كرده است و جستجو براي يافتن اجساد بيشتر ادامه دارد.پليس آمريكا اعلام كرد: چهار جسد ديگر را در خانه اين فرد محكوم به فساد اخلاقي در شهر«كليولند » در ايالت اوهايو كشف كرده است كه با احتساب آنها تعداد اجساد كشف شده در اين خانه تاكنون به 11 جسد رسيد.
عمليات جستجو براي يافتن اجساد بيشتر در حياط و خانه «آنتوني سويل » 50 ساله كه بعد از گذراندن 15 سال زندان به جرم تجاوز جنسي در سال 2005 ميلادي آزاد شده بود، ادامه دارد.نيروهاي پليس پنجشنبه گذشته هنگام بازداشت سويل به اتهام ارتكاب تجاوز جنسي ديگري شش جسد را در خانه اش پيدا كردند.نيروهاي پليس دو جسد را در اتاق پذيرايي، دو جسد ديگر را در زيرزمين و يك جسد را در زير پله اين خانه پيدا كردند و ششمين جسد نيز در حياط خانه سويل دفن شده بود كه نيروهاي پليس آن را كشف كردند.نيروهاي پليس همچنين ديروز چهار قرباني ديگر را در اين خانه كشف كردند. نيروهاي پليس آمريكا يك جمجمه را نيز در درون يك سطل پيدا كردند.شش جسد نخست يافته شده به شدت متلاشي شده اند و همه آنها زن هستند و تحقيقات اوليه نشان مي دهد كه پنج نفر از اين قربانيان زن با طناب دار زده شده اند.سويل به هنگام يورش نيروهاي پليس به خانه اش فرار كرد اما اين نيروها توانستند وي را در نزديك خانه اش دستگير كنند و پليس ديروز سه شنبه پنج اتهام قتل، تجاوز و آدم ربايي به وي وارد كرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/18;ساعت 12:15;  بوسيله حمید;  | 

رسوايي ديگري براي سبزهاي اموي

درپي فعاليت مشكوك يك وبلاگ با عنوان «فرزند شهيد مصطفي مهدوي نيا» و سوءاستفاده گروهك سبز اموي از مطالب اين وبلاگ براي حمله به نهادهاي انقلابي، يك مقام آگاه در بنياد شهيد و امور ايثارگران، وجود شهيدي با اين نام را تكذيب كرد.
اخيراً فردي كه خود را رضا مهدوي نيا فرزند شهيد مصطفي مهدوي نيا خوانده بود، با تاسيس يك وبلاگ و قرار دادن آرم سپاه پاسداران و عكس مقام معظم رهبري در آن، ابتدا با مطالبي انقلابي سعي در جذب مخاطب كرد و پس از مدتي در 15 آبان ماه مدعي شد براي حضور در تظاهرات 13 آبان از سوي بسيج مبلغ 400هزار تومان پول دريافت كرده است!!
ادعاي وبلاگ ياد شده با عنوان «فرزند شهيد مهدوي نيا» با هدف تخريب سپاه پاسداران و بسيج به سرعت در سايت هاي وابسته به گروه سبز اموي منعكس شد. اما گردانندگان وبلاگ به دنبال افشاشدن جعلي بودن هويت شهيد ادعايي، بلافاصله آن را از شبكه اينترنت حذف كردند.
يك مقام آگاه در بنياد شهيد و امور ايثارگران در پاسخ به خبرنگار كيهان درباره هويت شهيد ادعايي، وجود شهيدي با نام «مصطفي مهدوي نيا» را تكذيب كرد.
پروژه شهيدسازي براي سوءاستفاده از مقام شهدا در راستاي اهداف تخريبي و سبزهاي اموي طي ماه هاي گذشته در چندين مرحله به اجرا گذاشته شده كه هر بار با روشن شدن حقايق، به شكست و رسوايي انجاميده است.


+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/18;ساعت 11:53;  بوسيله حمید;  | 

موسوي و كروبي عليه اسرائيل و آمريكا موضع نمي گيرند چون ريا مي شود!

سايت وابسته به عطاءالله مهاجراني و محسن كديور كه از خارج كشور مديريت مي شود، در توجيه اين كه چرا امثال كروبي و موسوي و مدعيان اصلاح طلبي همسو با آنان عليه آمريكا و اسرائيل موضع نمي گيرند، مدعي شد آنها براي اين كه ريا نشود، چنين مي كنند!
سايت موسوم به جرس به انتقاد اخير مدير مسئول كيهان اشاره كرد مبني بر اين كه چرا طيف ياد شده «حداقل براي حفظ ظاهر هم كه شده عليه آمريكا و اسرائيل و منافقين و سلطنت طلب ها موضع نمي گيرند». اين پايگاه اينترنتي پاسخ را ساده توصيف كرد و مدعي شد آنها اهل ظاهرسازي و رياكاري نيستند(!) و ظاهر و باطنشان يكي است.
سايت وابسته به كديور و مهاجراني معلوم نكرده كه اگر ظاهر و باطن طيف مورد بحث يكي شده چرا به هنگام انتقاد از آنها به خاطر تحت الحمايه آمريكا و انگليس و اسرائيل قرار گرفتن، به هياهو و انكار و تكذيب روي مي آورند و در عين حال با رياكاري از ارادت به خط امام و انقلاب و ملت ايران دم مي زنند.
جرسي ها در عين حال خوب است توضيح دهند كه آيا براساس همين استدلال، امثال كديور و مهاجراني در پيوند با سلطنت طلب ها و منافقين، در خدمت جريان تبليغاتي و رسانه اي استكبار قرار گرفته اند يا اين موضوع علت ديگري هم دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/18;ساعت 11:50;  بوسيله حمید;  | 

انگليس و آمريكا زنده باد يك كمي هم مردم ايران پاينده باد!

ريزش شديد نيروها در جريان موسوم به اصلاحات، عناصر حزبي فعال در اين مجموعه را نگران كرده است. اين عده پس از 4 ماه تندروي بي سرانجام و باختن همه سرمايه اجتماعي، اكنون به مذمت راديكاليسم مي پردازند. در عين حال در لابلاي نگراني ها و هشدارهاي اين عده هم تناقضات جالبي به چشم مي خورد.
يدالله اسلامي مديرمسئول روزنامه توقيف شده فتح در آسيب شناسي تحركات پس از انتخابات اصلاح طلبان گفت: موسوي، كروبي و خاتمي اگرچه به عنوان رهبري جنبش سبز به رسميت شناخته شده اند اما هيچ كدام رهبري اين جريان را نپذيرفتند كه اين يك آسيب است.
وي با اذعان به اينكه «صداي آمريكا (VOA) و BBC پيام رسان اصلي جنبش شده اند» گفت: «زماني كه روزنامه فتح توقيف شد به ماموران ابلاغ كننده حكم گفتم فكر نكنيد مخاطبان ما خواننده ديگر روزنامه هاي دولتي خواهند شد بله آنها پاي تلويزيون هاي ماهواره اي خواهند نشست».
او نيز مانند بسياري ديگر از مدعيان اصلاح طلبي توضيح نداد كه چه نسبت مشتركي ميان مدعيان اصلاح طلبي و روزنامه ها و سايت هاي آنها با رسانه هاي رسمي رژيم هاي استكباري دنيا وجود دارد.
اما سايت فارسي بي بي سي كه طي ماههاي اخير بر شدت حمايت خود از طيف سياسي مذكور افزوده، طي تحليلي به تبيين جنبش سبز مدعايي پرداخت و نوشت: اين جريان الزاما طرفداران ميرحسين موسوي در انتخابات نيستند. فعالان سياسي خارج از ايران سعي كرده اند بخشي از جنبش و تجمع هاي اعتراضي به حساب بيايند. در بين اين فعالان اعضاي گروه هاي سلطنت طلب، گروه هاي چپ گرا و حتي سازمان مجاهدين خلق ]گروهك تروريستي منافقين[ هم حضور دارند. محمدجواد روح روزنامه نگار ]عضو كميته اطلاع رساني حزب مشاركت[ مي گويد در جنبش سبز نمي توانيم هيچ سازماندهي مشخص و تقسيم بندي بر مبناي آرايش معمول گروه هاي سياسي داشته باشيم.»
بي بي سي همچنين از قول داريوش همايون وزير اطلاعات و جهانگردي در رژيم پهلوي نوشت: جنبش سبز اعتراضي خودجوش ]![ بدون سازماندهي و رهبري است.
با وجود حضور پررنگ عناصر ضدانقلاب در ميان مدعيان جنبش سبز، علي شكوري راد در گفت وگو با ايلنا اظهار داشت «شكاف بزرگترين آسيبي است كه جنبش سبز را تهديد مي كند».
همزمان با او محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين (انقلاب) به ايلنا گفت «مديريت واحدي بر جنبش سبز وجود ندارد و به صورت شبكه اجتماعي عمل مي كند. اين امر ضربه پذيري را كاهش داده اما در عين حال آسيب پذيري هايي هم دارد كه از آن جمله، احتمال بروز تفرق و پراكندگي در سطح شعارها، اهداف و راهكارهاست.
وي با بيان اينكه جنبش سبز به يك حركت توده اي تبديل نشده، افزايش مطالبات را براي حركت اصلاح طلبان آسيب آفرين توصيف كرد و با بكارگيري تعبير «ارتقاي سطح مطالبات» به جاي تندروي و افراطي گري گفت: ارتقاي سطح مطالبات موجب كاهش امكان پيوند با اقشار مختلف مي شود و موجب ايجاد نوعي بدبيني خواهد شد. اينكه آقاي موسوي بر اهداف حداقلي تاكيد مي كند مانند اجراي بدون تنازل قانون اساسي، يك تاكيد بسيار هوشمندانه است اما هرچه سطح مطالبات را بالا ببريم از دامنه جنبش سبز كاسته مي شود.
سخنگوي سازمان مجاهدين توضيح نداد كه منظورش از «اهداف حداقلي» توصيف كردن «اجراي بدون تنازل قانون اساسي» چيست؟ مفهوم اين سخن علي القاعده اين است كه اهداف واقعي و حداكثري مدعيان اصلاحات كه باعث بدگماني عمومي مردم مي شود، ساختارشكني و عبور از قانون اساسي و خدشه به چارچوب انقلاب اسلامي است.
آرمين در اين گفت وگو همچنين با بيان اينكه «جنبش سبز از حمايت بخش هاي مذهبي جامعه برخوردار است و افزايش سطح مطالبات و راديكاليزه كردن مطالبات و اهداف مي تواند به جنبش لطمه بزند»، طيف هاي مذهبي را «بخش هاي كمتر توسعه يافته جامعه به لحاظ آگاهي»! توصيف كرد و هشدار داد كه راديكاليزم باعث آسيب به مشي اصلاح طلبان و نپيوستن افراد مذهبي خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/17;ساعت 11:43;  بوسيله حمید;  | 

اينجا «پلانو» است پيام ما را از تگزاس دريافت مي كنيد!

هويت يك وبلاگ متعلق به سازمان جاسوسي آمريكا(سيا) كه با نام «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند» فعاليت مي كرد، از سوي يك وبلاگ نويس بسيجي افشا شد.
اين وبلاگ كه دو ماه پيش در پايگاه Worldpress تاسيس شد، ابتدا با قرار دادن عكسي از مقام معظم رهبري و آرم سپاه پاسداران در لوگوي خود، و نيز انتشار اخباري با مضامين ظاهراً انقلابي، سعي در جذب مخاطب كرد.
وبلاگ ياد شده كه فعاليت خود را با نام رضا مهدوي نيا فرزند شهيد مصطفي مهدوي نيا پي گرفت، سرانجام در روز 15آبان مطلبي روي خروجي خود قرار داد كه بلافاصله در سايت هاي ضدانقلاب و نيز سايت هاي منتسب به گروهك سبز اموي (مانند بالاترين و موج سبز) با آب و تاب فراوان منعكس شد. در اين مطلب آمده بود:«روز شنبه نهم آبانماه جلسه اي در پايگاه بسيج به دعوت فرمانده پايگاه داشتيم كه در آن جلسه، راهكارها و روش هاي مسالمت آميز برخورد با اغتشاشگران مراسم 13 آبان از سوي فرمانده پايگاه قرائت شد و در پايان جلسه يك ساعت و نيمه از سوي فرمانده به هر يك از اعضاي فعال بسيج پايگاه مبلغ چهارصد هزار تومان بصورت چك پول نقداً پرداخت شد كه رسيد آن نيز گرفته شد كه پرداخت اين مبلغ در پايان چنين جلسات بي سابقه بود.»!!
به دنبال اين دروغ پراكني، وبلاگ «جنبش سبز علوي / سبز نبوي» طي يك تحقيقات ساده كامپيوتري در پي يافتن هويت گردانندگان اين وبلاگ برآمد.اين وبلاگ نويس بسيجي با جستجوي آدرس IP وبلاگ منتسب به فرزند شهيد و موقعيت جغرافيايي نويسندگان آن، دريافت كه تمامي مطالب منتشر شده در اين وبلاگ از شهري به نام پلانو (Plano) در ايالت تگزاس آمريكا آپلود شده است! به دنبال افشاي هويت وبلاگ آمريكايي، گردانندگان،بلافاصله آن را از روي شبكه اينترنت حذف كردند، اما جالب اينكه مطالب آن هنوز در سايت هاي حامي ميرحسين موسوي موجود است.
حمله به نيروهاي بسيج و بي اعتبار كردن سپاه پاسداران همواره در دستور كار سازمان جاسوسي آمريكا بوده است، اما اين شيوه كودكانه فريب افكارعمومي احتمالا ناشي از آن است كه به زعم آمريكايي ها و نوچه هاي داخلي آنها، مي توان جوان ايراني را با تله هايي از اين دست به دام انداخت؛ حذف سريع وبلاگ انحرافي از اينترنت نشان داد كه گويا سازمان سيا فهميده است كه «نمي توان»!
گفتني است كه نيروهاي مومن و متعهد و مخصوصاً جوانان بسيجي و حزب اللهي هوشيارتر از آنند كه مطالب و اخبار يك رسانه را حتي اگر تابلوي ارزشي داشته باشد، بدون توجه به محتوا و مقايسه آن با خط امام و رهبري بپذيرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/17;ساعت 11:35;  بوسيله حمید;  | 

دنبال سبزها مي دويم ايراني ها هر روز 3 كيلو اورانيوم غني مي كنند

واشنگتن پست 

 

يك روزنامه آمريكايي نوشت: حساب باز كردن دولت اوباما روي تلاش طرفداران سازش با آمريكا در ايران به قدر كافي معقول و قابل درك است اما در عمل و واقعيت، اين تاكتيكي از سوي ايران براي طولاني ساختن مذاكرات و تسريع روند غني سازي اورانيوم است.
روزنامه واشنگتن پست در مقاله اي با عنوان «تهران فرصت پيدا مي كند»، با بيان اينكه «دولت اوباما به پيروزي طرفداران مذاكره در ايران اميدوار است» نوشت: از وقتي كه دولت اوباما اعلام كرد ايران ارسال اورانيوم غني شده به روسيه را پذيرفته، 5 هفته مي گذرد. دولت اوباما وعده مي كرد چنين اقدامي،برنامه هسته اي ايران را يك سال يا بيشتر به تاخير اندازد. اما اكنون پس از 5 هفته، هيچ محموله اي به روسيه ارسال نشده و ايران شرايط پيشنهادي را رد مي كند.
اين روزنامه اضافه كرد: به نظر مي رسد دولت اوباما اميدوار است جر و بحث در داخل رژيم ايران به برنده شدن طرفداران مذاكره و سازش منجر شود. البته اين محاسبه معقول و قابل درك است اما در عمل همين شيوه به اعتقاد بسياري از كارشناسان، تسهيل كننده استراتژي مورد نظر و تاكيد ايران است كه بر پايه طولاني كردن مذاكرات و جلوگيري از وضع تحريم ها در كنار گسترش غني سازي اورانيوم است. همان گونه كه فعالان اپوزيسيون حكومت اسلامي هشدار داده اند، هر روز كه مي گذرد سانتريفيوژهاي ايران شش پوند (نزديك 3 كيلوگرم) اورانيوم غني شده توليد مي كنند. مخالفان جمهوري اسلامي مي گويند اوباما يا با اونا يا باما. اوباما بايد زودتر به اين پيام مخالفان پاسخ دهد.
در همين حال روزنامه بحريني البلاد در تحليلي با عنوان «ايران غرب را تسليم خود كرد» نوشت: ماراتن مذاكرات بين ايران و 1+5، يك موفقيت براي ديپلماسي ايران به شمار مي رود و غربي ها در نهايت با برخي شرايط تسليم اراده ايرانيان شده اند. ايراني ها به خوبي و به شكل كاملاًحرفه اي با رعايت فنون مذاكره، روش هاي مانور ديپلماتيك، غافلگير كردن،كش دادن مذاكره و پيچيدن دور گردن دشمنان خود را به كار بستند. آنها برنامه هسته اي خود را در كمال آرامش ادامه دادند و محاصره اقتصادي و علمي را شكستند.
به نوشته البلاد «صهيونيست ها در اين ماجرا همچون سگ پارس مي كنند تا حدي كه غرب هم از هياهو و ناله و فرياد آنها به ستوه آمده است... غرب همچنان كه در آغاز راه به تدريج به خواسته هاي ايران گردن نهاد، در پايان كار نيز با برخي ضمانت ها، به اراده نهايي ايرانيان تن خواهد داد».

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/17;ساعت 11:32;  بوسيله حمید;  | 

دايره قرمز

ناآرامي هاي چند ساعته در چند خيابان تهران اكنون ظاهرا تنها هنري است كه جناح بازنده در انتخابات از آن برخوردار است. پرسش از ماهيت اين پديده البته در شرايط فعلي چندان حياتي نيست چرا كه همه ناظران از جناح ها و با ديدگاه هاي مختلف، درباره بي نتيجه بودن آن اتفاق نظر دارند. با اين وجود، جا دارد پرسيده شود كدام انگيزه ها و عوامل در پس اين نمايش هاي خياباني خفته است و هدف از آن چيست؟ مهم تر از اين، نتيجه اي كه از اين پروژه ها حاصل مي شود آيا همان است كه طراحان آن توقع دارند؟
اولين قدم، به دست آوردن يك توصيف دقيق از پديده اي است كه از آن صحبت مي كنيم يا به عبارت بهتر فهم اينكه اساسا با چه چيزي مواجهيم. آنچه در برخي خيابان هاي تهران رخ داده است قابل توصيف در چارچوب هيچ يك از الگوهايي كه جامعه شناسان براي تبيين اين قبيل پديده ها عرضه كرده اند نيست. اين ناآرامي ها، بسيار سبك وزن تر از آن است كه حركت انقلابي يا پيشا انقلابي ناميده شود. هم طراحان و هم عوامل خياباني اين پروژه اتفاق نظر دارند كه حتي اگر بخواهند هم توان به وجود آوردن هيچ نوع تغيير سيستمي را ندارند و لذا سخن گفتن از انقلاب تنها باعث خواهد شد به تعبير يكي از آقايان «كل كار مسخره بازي جلوه كند». اين ناآرامي ها را حتي شورش شهري هم نمي توان دانست. شورش هاي شهري كه عموما در كلان شهرهاي بزرگ رخ مي دهد و از عوارض زندگي صنعتي است، اغلب ماهيتي اجتماعي دارد و بر انواعي از مطالبات مربوط به زندگي شهري تمركز مي كند. هر كسي كه فقط يك بار ناآرامي هاي اخير در تهران را از نزديك ديده باشد تصديق خواهد كرد كه داستان هيچ شباهتي به يك پديده اجتماعي ندارد و همه چيز به اراده سياسي «گروهي بسيار خاص» برمي گردد.
آنچه هر از گاه از برخي خيابان هاي تهران سر در مي آورد، در واقع فقط نوعي اعتراض كور و فاقد حمايت اجتماعي است كه نه اهداف اجتماعي دارد و نه اهداف سياسي و اساسا در حد و اندازه اي نيست كه بتوان تعقيب چنين اهدافي را به آن نسبت داد.
از چند هفته قبل از انتخابات كه قشون كشي خياباني هواداران ميرحسين موسوي آغاز شد، يك تئوري براي فهم آن وجود داشت كه مي گفت حضور در خيابان براي اصلاح طلبان موضوعيت دارد نه طريقيت، يا به عبارت ديگر اصلاح طلبان حضور در خيابان را لزوما براي هدف خاصي نمي خواهند بلكه نفس كارناواليسم خياباني براي آنها موضوعيت دارد. گذشته از همه اهداف ديگر كه نمايش قدرت در مقابل نظام در راس آن بود، تحركات خياباني قبل از انتخابات تمريني بود براي آنچه بايد بعد از انتخابات رخ مي داد. دسته بزرگي از اصلاح طلبان خصوصا آنها كه مطمئن بودند موسوي انتخابات را خواهد باخت معتقد بودند حضور در خيابان را در هر حال بايد حفظ كرد چرا كه بدون آن امكان پيش بردن هيچ پروژه اي در سطح سياسي وجود ندارد. همين عده با وجود آنكه مي دانستند نظام زير بار هيچ نوعي از زورگويي نخواهد رفت، به بهانه تقلب -كه حالا ديگر مدافعي هم ندارد- قشون كشي خياباني را پس از انتخابات هم ادامه دادند تا با استفاده از اين فرصت منحصر بفرد آرزوي ديرينه خود در گرفتن امتيازهاي بزرگ از نظام را محقق كنند؛ منتها اواسط كار اشتباهي رخ داد و كار از دست در رفت. دستور العمل كلاسيك انقلاب هاي رنگين كه آقايان اصلاح طلب مو به مو از آن پيروي كرده اند مي گويد وقتي جناح هوادار غرب موفق به كشاندن بخشي از مردم به خيابان شد بايد مواظبت كند هيچ خشونتي رخ ندهد چرا كه فقط در اين صورت است كه انگيزه ها براي تداوم اين حضور حفظ خواهد شد. جريان اصلاح طلب اما از همان تجمع اول بعد از انتخابات -25 خرداد 1388- اختيار كار را خواسته يا ناخواسته به هسته راديكال شورش يعني كساني كه فقط براي خشونت به خيابان آمده بودند واگذار كرد و خود با بسنده كردن به كارهايي چون صدور بيانيه هاي تحريك آميز به همكار و مباشر آن بدل شد. غلبه خشونت در تجمعات اصلاح طلبان اولا باعث شد كه طبقه متوسط شهري احساس كند اين جماعت هدفي جز خسارت زدن به جان و مال خلايق ندارند و لذا آرام آرام شكافي ميان اين طبقه و «خياباني ها» بوجود آمد و رشد كرد و ثانيا توجيه كافي براي برخورد با بانيان اين غائله را نيز براي نظام بوجود آورد. امثال موسوي بارها سعي كرده اند بگويند به دنبال تجمعات آرام هستند و خشونت ها به آنها ربطي ندارد اما واضح است كه همه خشونت ها در بطن فتنه اي رخ مي دهد كه آنها به راه انداخته اند و الا در شرايط عادي در تهران نه كسي به اتوبوس حمله مي كند و نه قادر به آتش زدن مسجد و پايگاه بسيج است. همين پديده يعني «غلبه خشونت» - به اضافه دروغ از آب درآمدن همه ادعاها- موجب ريزش وسيع بدنه اجتماعي شد كه پاي صندوق ها در تهران به موسوي راي داده بود. تعداد افرادي كه روز 25 خرداد به خيابان آمدند مضربي از هزار بود، اين تعداد در روز قدس به مضربي از صد كاهش يافت و عدد حاضران در روز 13 آبان را فقط مي توان به شكل مضربي از ده محاسبه كرد. بوجود آمدن اين تصاعد هندسي هيچ دليلي ندارد الا اينكه تحركات خياباني موسوي و دوستان آن طرف آبش با سرعتي بسيار بالا «بدنه مردمي و غير سازماندهي شده» خود را از دست داده و به همان «هسته آشوبگر سازمان يافته» روزهاي نخست تقليل پيدا كرده است. اگر توجه كنيم كه موسوي در تهران 5/2 ميليون راي داشته است، به آساني مي توان نتيجه گرفت در ناآرامي هاي اخير خبري از مردم نيست، آنها كه اين روزها به خيابان مي آيند يك اقليت بسيار كوچكند كه پس از انقلاب همواره وجود داشته اند اما مجال عرض اندام نمي يافتند.
حالا وقت آن است كه بپرسيم اين عده در خيابان چه مي خواهند و چه چيز فرصت حضور خياباني را براي آنها فراهم كرده است؟ درباره اهداف اين تحركات اختلاف نظر چنداني وجود ندارد. هدف اول ظاهرا ارسال علائم حياتي است براي همه آنها كه هر لحظه ممكن است تصور كنند جنبش به اصطلاح سبز، مرده است؛ بويژه امريكايي ها كه در جدي گرفتن شوخي هاي دوستانشان در داخل ايران سابقه اي طويل دارند. اصلاح طلبان مايلند به هر آبروريزي شده ثابت كنند «اعتراضات» همچنان ادامه دارد چرا كه مي دانند آن روز كه خبري از اين سر و صداها نباشد روز آخر آنهاست و ديگرهيچ كس حتي غربي هايي كه تا به حال براي آنها سينه چاك مي كردند به آنها اعتنايي نخواهند كرد. بنابر اين مي توان نتيجه گرفت شعبان بي مخ بازي در خيابان، نه يكي از گزينه ها بلكه تنها گزينه باقي مانده براي اصلاح طلبان است و طبعا تا جايي كه بتوانند از آن دست نخواهند كشيد. علت دوم البته دل خوش نگه داشتن غربي هاست. غربگرايان خوب مي دانند اگر امريكايي ها به اين نتيجه برسند كه همه چيز در داخل ايران تمام شده آن وقت ممكن است كمك هاي مالي و رسانه اي شان را قطع كنند يا حتي بخواهند از بعضي مواضع خود در مقابل ايران كوتاه بيايند. موسوي با به دوش كشيدن كوزه شكسته آشوب خياباني مي خواهد به غربي ها بگويد همچنان مي توانند به او اميدوار باشند و اينطور نيست كه او ظرف حدود 5 ماه خود و مجموعه جريان اصلاحات به عنوان تنها نقطه اميد غرب در ايران را دود كرده و به هوا فرستاده است.
«علت ها» اما مهم تر از«اهداف» است. سخن گفتن از«هدف» براي جرياني كه فقط 4 ساعت در 4 خيابان «زنده» است شوخي اي است كه خود غربي ها هم فهميده اند نبايد به آن دل خوش كنند. مهم اين است كه ببينيم اين پديده چرا تداوم پيدا مي كند؟ يك دليل بسيار مهم كه تا امروز به آن توجه نشده اين است كه ناآرامي هايي از آن دست كه مثلا روز 13 آبان در تهران ديديم، درست است كه يك پديده خياباني و به اين معنا اجتماعي است اما به واقع ريشه هاي سياسي دارد. بنا بر يك اصل تجربه شده، در وضعيت آشوب عموما كساني فعال مي شوند كه اصلا راي نداده اند و كل سيستم را قبول ندارند، اما عدم تعلق اين افراد به سيستم سياسي نبايد ما را به اين اشتباه بيندازد كه آنها به آنچه درون سيستم و خصوصا در تعاملات سياسيون رخ مي دهد هم بي توجهند. اتفاقا مسئله كاملا بر عكس است. اين افراد در عين بي علاقگي به نظام از اختلافات سياسي درون نظام تغذيه مي كنند و از آن روحيه مي گيرند و اساسا اصلي ترين علت حضور آنها در خيابان اين است كه تصور مي كنند درون حكومت دعواهاي جدي جريان دارد و به طور خاص «كسي هست كه از آنها حمايت مي كند». دقيقا به همين دليل، راه حل آسان اين آشوب هاي مقطعي و كم رمق اين است كه مسئله در سطح سياسي حل شود و در سطح سياسي هم راه حلي مفيدتر و كم مفسده تر از برخورد قاطع با همه كساني كه مسببان فتنه اخير بوده اند و امروز نظام از ريز برنامه هاي آنها اطلاع كافي دارد، وجود ندارد. تنها در شرايطي كه با سر فتنه برخورد شده باشد دنباله هاي ميكروسكوپيك در خيابان ها حساب كار خودشان را خواهند كرد. اين بار بر خلاف هميشه كه سياسيون به كف خيابان اميد مي بستند، در شرايطي قرار داريم كه«خياباني» ها به سياسيون درون سيستم اميد بسته اند. وضع و حال طرف غربي هم همينطور است. سرويس هاي اطلاعاتي غربي تا همين چند هفته قبل تصور مي كردند بالاخره از ناآرامي هاي خياباني طرفي خواهند بست ، اما اخيرا در برخي گزارش ها و مقالات مرتبط با اين محافل تحليل هايي مي توان ديد با اين مضمون كه شكاف درون حكومت از شكاف درون خيابان مهم تر است و بايد روي آن سرمايه گذاري كرد. ملاحظه مي كنيد كه اين بحث هم به كليدي بودن نقش خواص و سياسيون منتج مي شود. خواص در معرض آزموني تاريخي قرار گرفته اند چرا كه پس از انقلاب هيچ وقت دشمن به اين صراحت دور آنها دايره قرمز نكشيده و آنها را هدف خود نخوانده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/17;ساعت 11:20;  بوسيله حمید;  | 

1-  محمدخاتمي صبح ديروز در طي يك حركت استثنايي وحماسي!! به ديدار مهدي كروبي رفت. اما اين حركت در حالي انجام شد كه مهدي كروبي همزمان به ديدار ميرحسين موسوي رفته بود. نكته جالب توجه اينكه ميرحسين موسوي به ديدار محمد خاتمي رفته بود. به گزارش خبرنگاران از صبح ديروز تا پاسي از شب اين 3 نفر مرتب به خانه همديگر مي رفتند تا زمينه ديدار فراهم شود اما موفق نشدند يكديگر را ملاقات كنند. يك منبع آگاه كه خيلي اصرار كرد نامش فاش شود اعلام كرد: اينقدر اينها با هم ديدارهاي زوركي گذاشتن كه ديگه از همديگه بدشون مياد. اصولا آقاي كروبي از اينكه بدموقع و موقع خواب براش مهمون بياد تنفر داره. ميرحسين موسوي علت اين مهماني رفتن هاي تكراري را گريز از تنهايي و انزوا عنوان كرد. وي افزود: ميرحسين دوست دارد همواره چهره اي خوشحال از خود بروز دهد و از فضاي خفقان و تكراري خانه فرار كند. وي بازهم افزود: خاتمي قرار است حزب «هم انديشان جوان سبز منش گل منگلي» را در راستاي اعتلاي آرمان هاي خط امام!! راه اندازي كند. هدف اصلي خاتمي دفاع همه جانبه وهمه جوره از كساني است كه به نام امام دوست دارن به هر زوري رييس جمهور بشن. خاتمي به ميرحسين توصيه كرد: ميرحسين غصه نخور يه روز تو هم رييس ميشي.

2-  طي حكمي از سوي محمد خاتمي، ميسرحسين موسوي به عنوان ميزبان اولين اجلاس سراسري و باشكوه «سياست در آينه توهم» انتخاب شد. اين همايش با شركت انديشمندان بزرگي همچون زهرا رهنورد- مهدي كروبي- محمد خاتمي و ميرحسين موسوي در منزل اجاره اي مهدي كروبي برگزار مي شود. ضمنا اسپانسري به نام « شهرام جزايري» كليه مخارج اين مراسم را عهده دار شده است.  زهرا رهنورد نیز به عنوان مسئول پذیرایی و تهیه ناهار و شام حضار انختاب شد. هم چنين قرار است عوايد اين همايش 4نفره صرف امور خير براي ننه جون كروبي كه در ديار فاني به سر مي برد شود.

3-   جنبش سبز روز 13 آبان طي يك حركت انقلابي و شجاعانه در اعتراض به سبز نبودن رنگ سطل آشغالهاي تهران، اين سطلهاي نامرد را به آتش كشيدند. لازم به ذكر است اين سطلها ساخت كشور روسيه بوده و از آنها براي صادرات آشغال و زباله هاي اتمي به روسيه استفاده مي شود. جنبش سبز اعلام كرد: در صورتي كه فصل پاييز قصد زرد كردن رنگ برگ درختها را داشته باشد، طومار بلند بالايي عليه دخالتهاي سازمان يافته خداوند در امور داخلي جنبش سبز امضا مي كنند.

4-  يك منبع اعلام كرد: روز 13 آبان قرار بود سفارت روسيه را تسخير كنيم اما چون به ما گفته بودند ممكن است ميرحسين موسوي يا كروبي بخان بيان خيابون، كسي همراهشون نيست و بهتره شما به عنوان حامي در صحنه باشيد. اين افراد قرار بود تعرفه هاي رايي را كه به كروبي داده بودن در دست داشته باشن تا اعلام وفاداري خود به ايشان را اعلام كنند. لازم به ذكر است هم اكنون اين گروه 500نفره همزمان نقش حامي ميرحسين و كروبي را باهم بازي مي كنند و در هر کجا که اینها بخان برن، به عنوان سيل خروشان مردمي!!! حضور داشته باشن. يك منبع آگاه در واكنش به اين اقدام سبزكي اعلام كرد: اين مصداق كامل تقلب است. يك نفر چطور مي تونه همزمان به 2نفر راي بده!!!. لازم به ذكر است علت اصلي حاضر نشدن جنبش سبز، رسيدن خزان سياسي آنهاست كه بعدها نيز قرار است با زمستان سياسي همراه شود. هم چنين هنوز آدرس دقيقي از سفارت روسيه در دست نيست و دوستان ما احتمالا سفارت سوريه را اشتباهي با روسيه فرض كرده بودند.

5-   عده اي از سبزهاي وطن پرست در راستاي اعتراض به سياستهاي خصمانه روسيه در قبال ايران، قرار است طي يك حركت انقلابي و خفن،‌ سهم آب در ياي خزر متعلق به روسيه را به طور كامل بنوشند. اين عده قرار است با اعزام به نقطه مرزي دريايي ايران و روسيه به وسيله سطلهايي آب را از سهم روسيه برداشته و در سهم ايران بريزند. انجمن كوسه هاي مقيم خزر حمايت صريح خود را از اين حركت اعلام نمود. هم چنين تعدادي هشت پا و نهنگ نيز خواستار سبز كردن آب درياي خزر شده اند. كارشناسان سياسي جهان عدم موضع گيري لاك پشتها و ميگوها را بسيار مشكوك عنوان كرده و آن را دسيسه سياسي ايران براي ايجاد اختلاف در اكوسيستم خزر عنوان كردند. گفته مي شود محمود احمدي نژاد مبالغ كلاني را به اين جانداران پرداخت كرده تا مانع اينكار شوند. قرار است جلسه مهمي جهت هماهنگي در زير آب درياي خزر با حضور نمايندگان جنبش سبز با تشكلهايي همچون: جمعيت اسب آبي هاي باحال- مجمع نرم تنان قالتاق- خرچنگهاي نوانديش- حزب جلبك و توسعه- انجمن جلبكهاي غيرسبز- مجمع صنفي نهنگهاي دلاور- سرندريپيتي- يوگي و دوستان- انجمن حمايت از حقوق هشت پاها- مجمع كپور ماهيان مخالف روسيه و.. برگزار شود. هم چنين قرار است بعد از آن نيز جنبش سبز در روز 16آذر با پاي پياده از گيلان به سمت روسيه حركت كنند تا ركورد پياده روي در درياي خزر را يكبار براي هميشه بشكنند.

6- جديد ترين اعلاميه ضد آمريكايي جنبش سبز و ميرحسين موسوي به بازار آمد. اين اعلاميه چند منظوره بوده و مناسب شرايط آب و هوايي سياسي خاصي است. گارانتي مادام العمر توسط سيا وموساد از نكات فني اين محصول است. اين محصول مناسب شرايط بعد از شكست سياسي است و به گفته كارشناسان، آرامش خاصي به فرد شكست خورده مي دهد. در بخشهايي از اين بيانيه آمده است: آمريكا از اينكه يه عمر تو رو اذيت كرديم اه وا خدا!!!. طفلي آمريكا، طفلي بوشي جون و اوبي جون. اوباما تو باما. بوشي جون خون ما نوش جون. ايران حيا كن  اقتدار رو رها كن. نه غيرت نه ملت   فقط  فحش بي علت. مي كشم مي كشم آنكه برادرم بود. يا راي يا اغتشاش. سفارت روسيه  چرا درش طوسيه.  واي اگر العربي حكم جهادم دهد   ملت ايران نتواند كه جوابم دهد. در بخشهايي ديگر آمده است: آمريكا ما رو ببخش كه تو را ناراحت كرديم. ببخشيد كه تو را به خاطر مسايل كوچك و غير قابل توجه همچون سقوط هواپيماي مسافربري حامل چندصد نفر مردم عادي وعوام- صرف پولهاي بلوكه شده ايران در جهت امور خير!! و كمك به فقراي اسراييل- اعلام 72ميليون مخالف ما در ايران به عنوان تروريست و... سرزنش مي كنند. آخرنمي گويند كه چقدر قدرت نشانه گيري سلاحهاي شما و تشخيص رادارهاي شما قوي است كه تشخيص مي دهيد چه كسي با ما نيست و بايد نابود شود؟آيا جوان گرايي شما قابل تحسين نيست كه نگذاشتيد جوان بيكاري همچون عبدالمالك ريگي، به جاي معتاد شدن و ريگ بازي، حالا براي خودش سركار رفته و دست خيلي ها رو هم گرفته؟ آيا شما نبوديد كه براي بسياري مسافران ايراني همچون گنجي- سروش- حقيقت جو- پيرموذن و... چنان مهمان نوازي كرديد كه بندگان خدا هيچگاه طاقت دروي از شما را ندارند؟ ْآيا شما نبوديد كه با راه اندازي موسسسات خيريه و اشتغال زايي همچون سازمان منافقين، القاعده، طالبان و... مشكل بيكاري جهان اسلام را حل كرديد؟ آيا شما نبوديد كه با كشتن جمعيت اضافي مردم در عراق، افغانستان، ويتنام، فلسطين و... باعث توازن جمعيت وجلوگيري از رشد بي رويه جمعيت شديد؟ آيا شما نبوديد كه با صرف مبالغ كلان باعث سرپناه گرفتن و نجات از آوارگي  كبوتران عاشق اسراييلي در منطقه شديد؟ آيا شما نبوديد كه به حرفهاي ما گوش داديد و مايي كه به هيچ رسانه اي دست رسي نداشتيم را به عنوان خبرنگار، تحليلگر، تخريبگر، تيترخبري و.. پذيرفتيد؟‌ ببخشيد چندتا بچه بي ادب بي اجازه از ديوار خونتون رفتن بالا. ديگه تكرار نمي كنيم. غلط كرديم به روح مش قربون سبزي فروش قسم.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16;ساعت 10:20;  بوسيله حمید;  | 

دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و رهبري با صدور بيانيه اي از مسامحه قوه قضائيه در قبال اقدامات ساختارشكنانه موسوي و كروبي انتقاد كردند.
در بيانيه اين تشكل سياسي- دانشجويي آمده است: ميرحسين موسوي و مهدي كروبي از سران آشوب هاي اخير متهم رديف اول حوادث اخير مي باشند كه با عملكرد چندماهه گذشته به امام، انقلاب و ارزش هاي جمهوري اسلامي پشت و به دشمنان غربي آن اقبال نموده و لبخند زده اند.
دانشجويان و طلاب تهران در ادامه بيانيه خود آورده اند: در روزهايي كه جمهوري اسلامي در اوج قدرت و عظمت قرار دارد، بيش از اين مسامحه و امهال قوه قضائيه با موسوي و كروبي را برنمي تابيم و با تقويت اين جبهه تازه تاسيس اولويت خود را بر همان مبناي مورد تاييد امام راحل در 13 آبان 58 برنامه ريزي براي دستگيري ميرحسين موسوي و مهدي كروبي و تسليم آنان به يك دادگاه صالحه قرار مي دهيم لذا از امروز به بعد موسوي و كروبي در هر كجا كه باشند بايد آماده دستگيري و تسخير لانه هايشان توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و رهبري باشند.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16;ساعت 10:19;  بوسيله حمید;  |